راهنما زد ، کمی پیچید راست . ترافیک بود ، اما خوب راننرگی می کرد . دو سه چهاراهی همین طور راهنماش داشت می زد . گفتم حاجی راهنما رو خاموش کن . گفت : چی ؟ اشاره کردم به بغل فرمان و بلند تر گفتم راهنما روشنه ، خاموشش کن ! انگار همین جرقه ای شد تا آتش درونش را شعله ور کنم . داغ دلش تازه شد !! گفت : گوشام نمیشنوه که داداش . پرسیدم چرا حاجی ؟ گفت : موج انفجار .

همین بس بود تا بفهمم که سر و کارم با آدمی است که شجاعت به خرج داده و از جونش مایه گذاشته ، از خانواده و مادر و همسر و دنیا و کار و بارش دست کشیده رفته به آغوش مرگ . آدمی که مثل اینا زیاد دور و برمونه اما حیف که به اندازه بقیه انسان ها هم ارزش قائل نیستیم براشون تا بمونه بیشتر !

پرسیدم کجا ؟ جواب داد : خرمــشــهر !! گفت : زمان جوانی ، زمان نادانی ، من نادان گفتم پس این ها به خاطر دین و اسلام و مملکت دارن میرن می جنگن . من هم رفتم جنگیدم . توی خرمشهر موج انفجار یه گوش کامل و نصف گوش دیگه ام رو از کار انداخت . توی خط هم ترکش خوردم . مشتاق شدم بیشتر دربارش بدونم ، مشتاق شدم بدونم چه چیزی باعث شده یک رزمنده جانباز که الان چند سالیه داره با تاکسی توی این گرما تو این خیابونای پر از ترافیک کار می کنه ، طرز فکرش 180 درجه تغییر کنه و رفتن به جنگ رو یک عمل نابخردانه و جوانی خودش را دوران نادانی بنامد .

پرسیدم چیزی شده حاجی ؟ گفت چی می خواستی بشه دیگه ؟ می رم بیمارستان میگن باید سمعک بخری ، میرم بخرم می گن فلان تومان . من هم که ندارم ، میرم بنیاد ، میرم بیمه مشکلمو می گم جوابشون چی باشه خوبه ؟؟!! گفتم : نمی دونم . گفت : « کی بهت گفت بری جبهه ؟؟!! می خواستی نمی رفتی ! »

گفتم خب ! گفت هیچی دیگه ، تا حالا من از اینا هیچی ندیدم نه مادی نه معنوی ! به خدا اگه این انقلاب و این نظام داره ادامه حیات می ده با من و امثال من بود که به بار نشست . اما حالا می گن کی گفت بری جبهه ؟؟

ماجرا به اینجا ختم نشد و در ادامه ی این گفت و شنود فهمیدم جواب سربالا دادن چند کارمند از خدا بی خبر به یک جانباز که حقوق آن کارمندان از خود راضی هم از صدقه سری امثال این جانباز میاد ، باعث شده نسبت به نظام هم سوء ظن داشته باشد ، گفت : قذافی با اون همه یال و کوپول داره سوقوط می کنه . این ها که جای خود دارد . گفتم دستت درد نکنه ، پیاده میشم . گفت خدا پشت و پناهت .

پیاده شدم اما یه کارتون سؤال ریخته بد ذهنم . کی جوابگوی این تغییر موضع است ؟ کی باعث این تغییر عقیده است ؟ کی آفت این انقلابه ؟ کی ؟؟؟ کی ؟؟؟!!!