از هر چه که بگذریم از قصه پر غصه بی بصیرتی نمی توان گذشت . تو گویی تکرار مکررات است این قصه اما نه ! من گویم :

     سینه خواهم شرحه شرحه از فراق                      تا بگویم شرح درد اشتیاق

بی بصیرتی مختص ده بیست تا مدیر و مسئول نمی شود . بی بصیرتی مال فتنه گران و سران فتنه نیست که استعمال واژه ی بصیرت در بی بصیرتی حیف شیخ بی سواد است . بی بصیرتی شامل اندیشمند فارین پالیسی که از چهار نفر پنجم شد را نمی شود . مدیون خون شهید " امیر حسام ذوالعلی" هستی اگر قاتلش را بی بصیرت بخوانی . قاتلین شهدای راه ولایت هشت ماه جنگ نرم را همین بس که " میکروب سیاسی " هستند .

بی بصیرتی در اصل شامل کسانی است که از آن ها انتظار بصیرت می رود . اما در دام بی بصیرتی افتاده اند . بی بصیرتی شامل کسانی می شود که آینده ی تاریخ به دست آن ها رقم خواهد خورد . بی بصیرتی آفتی است در مزرعه  ی عمل که اگر ریشه کن نکنی ، ریشه کنت می کند . داستانی است برای خودش ، که اگر نویسنده ای بی بصیرتی های زمان را ثبت می کرد قطعا اسباب نفرین اهل " لا بصیرت " را در آینده فراهم می نمود . آری این قصه برای خودش داستانی است اما شنیدنی ، خندیدنی نه ! چرا که هولناک است ، گریاندنی است ، ترسیدنی است ...

1. آری ترسیدنی است ! من می ترسم از وضع امروز دانشگاه ، من می ترسم از وضع امروز دانشجو ، عنصری به نام دانشجو در معرض خطر بزرگی به نام بی بصیرتی است . من می ترسم از فردای همین دانشجوی بی بصیرت . من می ترسم از فردای مملکتی که مسئولین و بزرگان آن دانشجویان امروز است . اصلا فردا را بی خیال (!) وضع امروز دانشجویی که عکس برهنه خود را در معرض دید هم کلاسی هایش قرار می دهد ترسیدنی نیست ؟ جو حاکم بر این چنین کلاس هایی ترسیدنی نیست ؟ وضع کلاسی که استادش نیم ساعت دیر می آید و نیم ساعت زودتد تعطیل می کند و در کل نیم ساعت تدریس می کند و پول دو ساعت را می گیرد ترسیدنی نیست ؟ من از حساب و کتاب فردای این استاد می ترسم ، چه کنم که او خود نمی ترسد و عین خیالش نیست که حق دانشجو را مثل آب خوردن می بلعد و یه لیوان آب هم رویش ! من سر کلاس استادی می نشینم که سوال ساده من را نمی تواند جواب دهد و ماهی خدا داند مقدار بابت آموزش من می گیرد . من سر حرفم با استادی است که خون شهیدی را لگدمال می کند که فرزندش در کلاس درس همان استاد سر شهریه ترم مانده است . وضع چنین دانشگاهی با چنین اساتیدی و چنین دانشجویانی ترسیدنی نیست ؟؟!

2. من از سریال های هالیوودی که به رایگان توزیع می شوند می ترسم . شاید در چند روز آینده متنی در تقدیر از موسسه فرهنگی هالیوود نوشتم که برای اوقات فراغت ما جوانان ، سریال ها درست می کند و مفت و مجانی در اختیار ما قرار می دهد . او به فکر ماست بی هیچ قصد و هدفی !! اصلا شاید یه نامه صمیمی تشکر آمیز هم به ریاست محترم هالیوود سند کردم . آقای رابرت مرداک ، مالک شبکه فارسی وان ، ایول که چند صد میلیارد خرج ما کردی و تمام سریال های خوب و قشنگ را به زبان سلیس فارسی ترجمه می کنی ! آقای بی بی سی فارسی دمت گرم که خبرهای خودمان را برای خودمان تحلیل می کنی. تشکر که چند صد کارمند برای آگاهی بهتر ما استخدام کرده ای !! صدای آمریکا تو هم دست مریزاد .مثل این که یه نامه به هالیوود کافی نیست !!

3. همان 2

4. من از نفوذ شیطان در دل و جان و مغز و استخوان هم می ترسم . حتی از نوع مثبتش !! بلـــه آخرالزمان است یه وقت دیدی شیطان هم نیت مثبت دارد !!من از این همه تحقیقات شیطان پرستی و فراماسونری و چشم جهان بین و دجال و .. هم می ترسم . حتی از حجم جزوات هشدار دهنده آنها . شک ندارم این همه نیرویی که صرف شناخت علایم و نشانه های شیطان پرستان می شود اگر صرف خودسازی و شناخت امام غایب مظلوممان می شد الان وضعمان بهتر از این بود . من با این تحقیقات و هشدار دادن به مردم به خصوص جوانان هیچ مشکلی که ندارم یک طرف ، خودم هم موافق آنم طرف دیگر که جوانی از روی غفلت آن علامت ها را استفاده نکند . اما دیگر شورش دارد در می آید . فعلا بازار شیطان پرستان داغ است حتی به این بهانه !! حتی پسر ممد سبزی فروش سر کوچه ما هم می داند که دو مثلث روی هم علامت شیطان پرستی است و وارون صلیب یعنی ضد مسیح ، اما چه کنم که نمی داند امامش کیست و چه می کند . اصلا زنده است یا مرده ؟؟!! من باز هم می گویم همه این تحقیقات و هشدارها لازم است اما به اندازه !

5. من از هماهنگی با اصل تغییر در نظام آفرینش هم می ترسم که بخواهی نخواهی ممکن است شامل حالت شود . همان طوری که خیلی ها را این روزها شامل می شود . از فصول سال بگیر تا رئیس رؤسا .همان طوری که سنگر فعالان عرصه جنگ نرم را شامل شد و سنگرشان به پیوندها دات آی آر تبدیل شد که خود سایت پیوند ها ، همین سنگر را پیوند کرده بود . من از خیلی چیزهای دیگر این زمانه هم می ترسم که اگر بنویسم باز می ترسم سنگرم در سایه ی هماهنگی با اصل تغییر در نظام آفرینش به پیوندها دات آی آر تبدیل شود .