ماجرای یک نامه ی اداری ( با توضیح این که رئیس و معاون و مدیر همه دستورشو صادر کردن ، و اکنون نامه در دست کارمند پشت ابر غیبت است )
شنبه : امروز روز تربیت بدنی است مگه نمی دونی ؟
یک شنبه : امروز تو مرخصیه
دوشنبه ...
سه شنبه ....
چهارشنبه : آقای کارمند هستن ؟ جواب نامه ما اومد ؟؟؟؟؟
- امروز کلا نیومدن .
دوستم سید علی : والله ایران خیلی پیشرفت می کنه . خیلی خیلی زیاد . با این اوضاع که می بینی پیشرفت ما به اندازه صد برابر کار ماست ....
-----------------------------------------------------------------------------------------------
به عشق تویی که آمدی و هر چه از دهانت درآمد به ما و مقتدایمان گفتی ، اما از سر سوختگی ... و من کامنت هایت را خصوصی کردم تا آبرویت نرود اما نه از سر بخشش ، بلکه « نیش عقرب نه از ره کینه است ، اقتضای طبیعتش این است »
نظرات ()