این روزها هوا سرد است ، هوا بس ناجوانمردانه سرد است . حتی هوای واشنگتن هم سرد است . جنبش وال استریت هم که در زیر دمای صفر درجه باز سر حرف خودش است . بحران اقتصادی اروپا گل کرده ، دلار در ایران گران شده . 4 تن طلای قذافی عیار مصادره شده ، سکه ی بهار آزادی فلان تومن شده . از اوضاع و احوال نامبارک مصر هم که خبری نیست ، خب نباشد شورای نظامی که هست ! روی دیوار پاساژ مصری ها (!) هم نوشته مبارک آسوده محاکمه شو که شورای نظامی سر کار است . به گزارش خبرنگار چیزنیوز حتی اوضاع عربستان هم بحرانی و زیر صفر درجه پیش بینی می شود . آل سعود به آل خلیفه کمک می کند که بکند ! خلاف شرع که نمی کند ! خدای نکرده به جمهوری آذربایجان کمک نمی کند که این قدر بزرگش کرده اند ! آذربایجان خودش آموزشگاه غیر انتفاعی زده شعبه ریاض . رشته شکنجه زنان بحرین کارشناسی ارشد هم دارد . اسلام گرایان تونس و مصر پیروز انتخابات می شوند ، کودکان و زنان بحرینی زیر گلوله می روند . سایت جهانی دات کام  اعلام کرد شب یلدای امسال 5 ثانیه کوتاهتر از هر سال است . اما 5 درجه سردتر . 5 ثانیه قابل تحمل است اما 5 درجه هم قابل تحمل است ؟ هوگو چاوز پوز اوباما را به خاک مالیده ، گفته روابط من با ایران به خودمان مربوط است ، اوباما بشین سر جات . شاید این 5 درجه سردی یلدا از همین است . کسی چه می داند ؟ اما هر چه هم سرد باشد یک جریان دنیا به شدت در حال گرم شدن است . فکرت به لایه اوزون نرود که از اوزون مهمتر را می گویم . اوزون پاره شود قابلیت دوخت دارد اما همه چیز این انعطاف پذیری را ندارد .جریانات سوریه را هم نه . آن را هم نمی گویم که اگر سوریه را بخواهم برایت بگویم باید اول فتنه 88 را بگذرانیم و ترسم این است که چند سالی در همین 8 ماه جنگ تحلیلی بمانیم و بمانیم . آن قدر حرف دارد این جنگ که نسل من و تو کمتر شنیده اند . این تنور گرم و داغ که هر نانی را توان پخت دارد و هر که از راه می رسد می چسباند به تنور تا داغ است ، چیزی نیست جز آن که اریک اشمیت چند روز پیش به زبانش آورد . شاید اولین جملاتی باشد که مدیر غول رسانه ای گوگل در آن از جنگ نرم و ایران و هوش ایرانیان حرف می زند . اما مگر چه شده است این روزها ؟ مگر جریان جنگ نرم حرف تازه ای است ؟ برای ما تازه است یا برای اریک اشمیت یا برای اوباما ؟ گزینه چهارم را نمی گویم که حال اپوزیسیون گرفته می شود . مثل این که خبرنگاری رفته بود سر وقت مدیر گوگل و می پرسید اریک جان چه خبر ؟ چه عجب از این طرف ها ؟ یادی از ماها کردی ؟ خانم بچه ها خوبن ؟! اریک اشمیت طی اقدامی خودجوش و انقلابی می گوید ایرانیان صاحب استعدادی "غیرمعمول" در حوزه عملیات سایبری هستند.  خبرنگار می پرسد دیگه چه خبر ؟ اریک می گوید : آمریکایی‌ها دقیقا قادر به شناخت ابعاد این استعداد نیستند اما به هر حال این امر تهدیدی برای آنان محسوب می‌شود.  اریک وقتش کم است و می رود دنبال کلماتی بگردد که در سایتش روزانه هزاران بار سرچ می شود . توی راه خبرنگار ازش پرسیده از پهباد آر کیو 170 اطلاعاتی دارین ؟ اریک هم با خونسردی تمام می گه : این اطلاعات سریه و ما هرگز به آنها دسترسی نداریم . اما این نگرانی که ایران تونسته باشه این کارو انجام بده همواره وجود داشته و ما هم باید همواره نگران آن باشیم. 

من که میگم حتما چیزی تو دست اریک نبوده یا با خبرنگار رودربایسی چیزی داشته وگرنه به این تنور داغ داغ یه چیزی می چسبوند . امروز یه سایت عربی خبر داده که ایران 10 هواپیمای جاسوسی آمریکا و اسرائیل را با موفقیت فرو نشانده و کنترل آن ها را به دست گرفته است . درست یا غلط این خبر بماند . اصل عمل را بچسب . حالا که تنور جنگ نرم داغه و ما هم توسط اریک اشمیت گواهینامه های لازمه را کسب کردیم خوبه یه تابلویی ، بنری ، چیزی به رسم ادب و احترام و تشکر و روابط بین الملل و .... بفرستیم دم در گوگل و با یه طرح زیبا توش جمله ی ناب سکاندار کشتی انقلاب رو بنویسیم :

جنگ ، جنگ اراده هاست . جنگ عزم های راسخ است . هر که عزمش بیشتر است ، او برنده است .