خبر احضار نویسنده ی توانا و حزب اللهی آقای حسین قدیانی را توسط دادسرای تهران شنیدیم . نویسنده ای که قلمش چون شمشیر مالک در دفاع از رهبر خویش سرها را پایین می اندازد و کمرها را خم می کند . نویسنده ای که وارث شهیدی از تبار مومنینی است که صدقوا ما عاهدوالله علیه . نمی دانم در دستگاهی که سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند نزد چه کسی شکایت برم . دستگاه قضایی به کجا می رود ؟ دستگاهی که سربازان و افسران جنگ نرم را هدف قرار داده و تیغ به زنگی مست سپرده . روزی مدیر مسئول کیهان با شکایت زنی خود فروخته به میز محاکمه کشیده می شود و روزی مدیر ایران به اتهام گفتن بالای چشم آقازاده ی فراری ابروست محاکمه می گردد و روزی حسین قدیانی عزیز احضار میشود که چرا از قوه قضاییه انتقاد کردی .

نمی دانم این تصمیمات توسط چه کسی گرفته میشود ولی این رفتار جز بر شاخه نشستن و بن بریدن هیچ تفسیر دیگری ندارد . این نابردباری در مقابل مدافعان انقلاب و تسامح در مقابل دشمنان انقلاب جز خودسوزی نیست . چه حکمت آمیز گفته اند که آله الریاسه سعه صدر .

دستگاه قضایی همان گونه که با متهمین فتنه بردبارانه عمل میکند باید در مقابل مدافعین انقلاب نیز عادلانه عمل کند .

قوه قضاییه همانطوری که در مقابل انتقادات از قوه مجریه روا داری نشان می دهد در برابر انتقادات از رئیس قوه قضاییه و فامیل محترم نیز با تسامح و تساهل رفتار کند .

قوه قضاییه باید مطمئن باشد با احضار مدافعان انقلاب نه تنها خود را از انتقاد مخالفان حفظ نخواهد کرد بلکه طمع آنان را برای ایجاد اختلاف و درگیری بین وفاداران نظام بیشتر خواهد کرد .

حضرت آیت الله لاریجانی ترجیح دهید هزاران نقد و نیش از دوستان بشنوید و یک تمجید از دشمنان نشنوید که هزار بد آنانی که از سر درد  می گویند شیرین تز از یک لبخند فریب کارانه دشمن است .

حضرت آیت الله به خدا از سر دلسوزی می گویم ، این اقدامات نه تنها بر عظمت قوه ی قضاییه نمی افزاید بلکه روز به روز آن را از چشم مومنان خواهد انداخت و زبان ها را گستاخ تر خواهد کرد و آنانی را که هزار انتقاد از این دستگاه دارند روزی بر خواهد انگیخت .

حضرت آیت الله ، استاد بزرگوار ! بر شما باد سعه ی صدر ، سعه ی صدر ، سعه ی صدر

                                                                         حجت الاسلام روح الله حسینیان